الشيخ المنتظري

300

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) احكام خدا را بيان فرموده اند ، منتها مردم نتوانسته اند از آن استفاده كنند . احتمال چهارم : اين كه خداوند از اوّل با مجتهدين شريك بوده ، نه اين كه خدا اصل باشد و مجتهدين فرع - خدا اصول را بيان كرده باشد و مجتهدين فروع را - بلكه تقسيم كار كرده اند ، خداوند گفته اين قسمت قانون مال من بقيه مال شما ، اينها اصلا شريك اند ، همين طور كه در احكام شريك اند شايد در خلقت هم شريك باشند ; اين هم كه نمى شود ، چون خدا شريك ندارد ، لذا حضرت مى فرمايد : « أَمْ كَانُوا شُرَكَاءَهُ فَلَهُمْ أَنْ يَقُولُوا ، وَعَلَيْهِ أَنْ يَرْضَى ؟ » ( يا اين كه اينها در تشريع احكام شريك خدا هستند ، بر عهده آنهاست كه بگويند و بر خداست كه راضى باشد ؟ ) احتمال پنجم : اين كه بگوييد خدا دينش را كامل كرده ، حتى حكم ديه خدشه اى را هم كه به دست كسى وارد شود بيان كرده ، اما پيغمبر كوتاهى كرده ; اين را هم نمى توانيم بگوييم ، حضرت مى فرمايد : « أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً تَامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) عَنْ تَبْلِيغِهِ وَأَدَائِهِ ؟ » ( يا اين كه خداى سبحان دين كاملى بيان كرده امّا پيغمبر - كه درود خدا بر او و آل او باد - از تبليغ و اداى دستور خدا كوتاهى كرده است ؟ ) « سبحانه » مفعول مطلق است ، يعنى « سبَّحتُ سبحاناً » منزه مى كنم خدا را منزه كردنى كه لايق شأن خداست . « سبحان الله » و « سبحانه » در موردى به كار مى رود كه بخواهند چيز ناجورى را به خدا يا پيغمبر خدا نسبت بدهند . بالاخره اگر بخواهد نظر اين دو مجتهد و اين دو مفتى هر دو صحيح باشند بايد يكى از پنج احتمال را قائل شويم و اين درست نيست ; زيرا خدا يكى است و دين را كامل فرستاده و پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) هم كامل ادا كرده ، و منبع همه احكام قرآن است ، هرچه بخواهى در قرآن هست ، منتها قرآن فهم مى خواهد ، كسى كه اسرار و رموز